تحلیل ساختار سرمایه در سازمان‌ها بر اساس آمار روز

توانمندسازی زنان در صنعت گردشگری
آگوست 4, 2021
حضور زنان در سیستم مالی
آگوست 9, 2021
نمایش همه

تحلیل ساختار سرمایه در سازمان‌ها بر اساس آمار روز

در زمان جستجو برای کیفیت سرمایه‌گذاری، ترازنامه شما، ماجرای مالی شرکت شما را بازگو می‌کند.

اگر شما یک تاجر سهام هستید، کسی که خواستار بنا کردن پایه‌های اصولی در شرکت‌ها است، بنابراین می‌بایست یک ترازنامه قوی در هنگام جستجوی موقعیت‌های سرمایه‌گذاری را درنظر بگیرد. با در نظر گرفتن سه نوع اندازه‌گیری وسیع، کار کردن سرمایه، عملکرد دارایی، ساختار سرمایه، شما ممکن است قدرت ترازنامه سازمان را ارزیابی نمایید و در نتیجه این کیفیت سرمایه‌گذاری شما را نشان خواهد داد.

قضاوت سلیم سازمان‌ها با استفاده از بدهی و سرمایه یک شاخص کلیدی ترازنامه است. یک ساختار سرمایه‌ای سالم که ریسک کمتر و سرمایه  بالاتری را منعکس می‌کند، یک نشانه مثبت از کیفیت سرمایه‌گذاری است.

نکته‌های مهم:
• ساختار سرمایه به ترکیب سرمایه یک شرکت اشاره دارد که شامل ترکیب بدهی و سرمایه است.
• سرمایه شامل سهام مشترک و قابل ترجیح سازمان به علاوه سود انباشته شده است.
• چیزی که بدهی‌های متفاوت سازمان را تشکیل می‌دهد، اما معمولا شامل قرض گرفتن کوتاه مدت نبوده شامل قسمتی از مبلغ اصلی اجاره‌های عملیاتی و سهام ممتاز قابل بازخرید می‌باشد.
• نسبت‌های مهم برای آنالیز ساختار سرمایه شامل نسبت بدهی است، نسبت بدهی به سرمایه و نسبت سرمایه‌داری
• رتبه‌بندی آژانس‌های اعتباری در ارائه به شرکت‌ها در ارزیابی کیفیت ساختار سرمایه آن‌ها کمک می‌کند.

واژه‌شناسی ساختار سرمایه

ساختار سرمایه

ساختار سرمایه، الگوی سرمایه به کار رفته در شرکت در سرمایه طولانی مدت سازمان را توضیح می‌دهد. ساختار سرمایه یک نوع تأمین مالی دائمی است که از رشد شرکت و دارایی‌های مرتبط پشتیبانی می‌کند. ساختار سرمایه که به صورت یک فرمول بیان شده است، برابر است با تعهدات بدهی به علاوه مجموع سرمایه صاحبان سهام:

Capital Structure=DO+TSE         DO+TSE= ساختار سرمایه
تعهدات بدهی=where: DO=debt obligations            Do
مجموع سرمایه صاحبان سهام=TSE=total shareholders’ equity     TSE

در این فرمول شما همچنین ممکن است به جای ساختار سرمایه، ساختار سرمایه‌داری یا فقط سرمایه‌داری را شنیده باشید.

سرمایه

بخش حقوق صاحبان سهام از ارتباط سرمایه/بدهی آسان‌ترین موضوع برای تعریف کردن در این بخش است. در ساختار سرمایه، سرمایه شامل سهام عادی و ممتاز به علاوه سودهای انباشته شده شرکت است. این به عنوان سرمایه سرمایه‌گذاری شده در نظر گرفته شده و در بخش سرمایه سهامداران ترازنامه در نظر گرفته می‌شود. سرمایه سرمایه‌گذاری شده به علاوه بدهی ساختار سرمایه را شامل می‌شود.

بدهی

بحث درباره بدهی‌های سازمان کمتر به صورت واضح بیان می‌شود. ادبیات سرمایه‌گذاری معمولا بدهی‌های نقدی سازمان را با مسئولیت‌های مالی آن برابر می‌کند؛ به هرحال بین مسئولیت مالی اجرایی و مسئولیت مالی نقدی، یک تفاوت مهم وجود دارد. دومی به عنوان بخشی از بدهی ساختار سرمایه را تشکیل می‌دهد. اگرچه تحلیلگران تحقیقات سرمایه‌گذاری در مورد مسئولیت‌های مالی که شامل بدهی نقدی است، موافق نیستند.

بسیاری از تحلیلگران بخش بدهی ساختار سرمایه را بدهی بلند مدت ترازنامه تعریف می‌کنند. با این حال، این تعریف بسیار ساده است. در عوض، بخش بدهی یک ساختار سرمایه باید شامل وام‌های کوتاه مدت (اسکناس‌های پرداختنی)، بدهی‌های بلند مدت و دو سوم (قاعده کلی) از مبلغ اصلی اجاره‌های عملیاتی و سهام ممتاز قابل بازخرید باشد.
هنگام تجزیه و تحلیل ترازنامه شرکت، سرمایه‌گذاران با تجربه از این رقم جامع بدهی کل را استفاده کنند.

 

ساختار سرمایه بهینه

نسبت‌های اعمال شده در ساختار سرمایه

به طور کلی، تحلیلگران از سه نسبت برای ارزیابی قدرت ساختار سرمایه شرکت استفاده می‌کنند. دو مورد اول معیارهای متداول هستند: نسبت بدهی (کل بدهی به کل دارایی‌ها) (D/E) و نسبت بدهی به حقوق سهام‌دارن (کل بدهی به کل دارایی سهامداران). با این حال، این نسبت سوم است، نسبت سرمایه (بدهی بلند مدت تقسیم بر (بدهی بلند مدت به علاوه سرمایه صاحبان سهام)) که بینش‌های کلیدی در مورد موقعیت سرمایه شرکت را ارائه می‌دهد.

با نسبت بدهی، بدهی‌های بیشتر به معنای سرمایه کمتر است و بنابراین موقعیت اهرمی بیشتری را نشان می‌دهد. مشکل این اندازه‌گیری این است که دامنه آن بسیار گسترده است و وزن مساوی به مسئولیت‌های مالی عملیاتی و بدهی‌‌های نقدی می‌دهد.

همین انتقاد در مورد نسبت بدهی به سرمایه نیز صادق است. بدهی‌های عملیاتی جاری و غیر جاری، به ویژه دومی، نشان دهنده تعهداتی است که برای همیشه برای شرکت باقی خواهد ماند. همچنین، برخلاف بدهی، هیچگونه پرداخت ثابتی برای اصل بدهی یا سود آن که متصل به بدهی‌های عملیاتی است وجود ندارد.

از طرف دیگر، نسبت سرمایه‌داری، نسبت بدهی را با نسبت سرمایه ساختار سرمایه شرکت مقایسه می‌کند. بنابراین، یک تصویر واقعی‌تر ارائه می‌دهد به عنوان درصد بیان شده، یک عدد پایین نشان دهنده گذاشتن یک وثیقه است که همیشه مطلوب‌تر از درصد بالای بدهی است.

رابطه بهینه بین بدهی و سرمایه

متأسفانه، هیچ نسبت جادویی بین بدهی و سرمایه برای استفاده به عنوان راهنما وجود ندارد. آنچه که ترکیبی سالم از بدهی و سرمایه را تعریف می‌کند با توجه به صنایع درگیر، حوزه فعالیت مشاغل و مرحله توسعه شرکت‌ها متفاوت است.

با این حال، از آنجا که سرمایه‌گذاران بهتر است سرمایه خود را در شرکت‌هایی با ترازنامه قوی قرار دهند، منطقی است که تراز بهینه به طور کلی باید مبالغ پایین‌تر بدهی را و بالاتر سرمایه را منعکس کنند.

درباره اهرم بدهی

در امور مالی، بدهی نمونه کاملی از ضرب‌المثل شمشیر دو لبه است. استفاده هوشمندانه از اهرم (بدهی) خوب است. و این اهرم تعداد منابع مالی را در اختیار یک شرکت برای رشد و توسعه قرار می‌دهد.

نکته مهم:

نه تنها بدهی زیاد بلکه بدهی بسیار کم نیز می‌تواند نگران کننده باشد. این می‌تواند نشان دهد که یک شرکت بیش از حد به سرمایه صاحبان سهام خود متکی است و از دارایی‌های خود به نحو احسن استفاده نمی‌کند.

با استفاده از اهرم بدهی، فرض بر این است که مدیریت یک شرکت می‌تواند از صندوق‌های قرض گرفته شده بیشتر از آنچه در هزینه بهره و کارمزد این صندوق ها پرداخت می‌کند، درآمد کسب کند. با این حال، برای حمل موفقیت‌آمیز حجم زیادی از بدهی‌ها، یک شرکت باید سوابق محکمی در مورد رعایت تعهدات مختلف استقراض خود داشته باشد.

مشکل استفاده بیش از حد از اهرم

ممکن است شرکتی که دارای اهرم بیش از حد (بدهی بیش از حد نسبت به سرمایه) است متوجه شود که در نهایت، طلبکاران آن آزادی عملش را محدود می‌کنند یا ممکن است در نتیجه پرداخت هزینه‌های شدید سود، سودآوری کمتری را تجربه کند. علاوه بر این، یک شرکت می‌تواند در پرداخت بدهی‌های عملیاتی و تعهدهای مالی خود در دوره‌هایی که شرایط نامساعد اقتصادی است دچار مشکل شود.

اگر بخش تجاری یک شرکت بسیار رقابتی است، شرکت‌های رقیب می‌توانند (برای کسب سهم بیشتر از بازار) از شرکت‌های دارای بدهی استفاده کنند (و در واقع این کار را انجام می‌دهند.). البته بدترین سناریو ممکن است این باشد که یک شرکت نیاز به اعلام ورشکستگی داشته باشد.

آژانس‌های رتبه‌بندی اعتباری

با این حال، خوشبختانه منابع بسیار خوبی وجود دارد که می‌تواند تعیین کند که آیا یک شرکت دارای اهرم بیش از حد است یا خیر. موسسات اصلی رتبه‌بندی اعتباری عبارتند از Moody’s، Standard & Poor’s (S&P)، Duff & Phelps و .Fitch این واحدها ارزیابی رسمی ریسک در مورد توانایی یک شرکت در بازپرداخت اصل و سود تعهدهای مالی بدهی¬های موجود، عمدتا در اوراق قرضه و اوراق بهادار تجاری را انجام می‌دهند.

واقعیت مهم

همه رتبه‌بندی‌های آژانس‌های اعتباری به یکی از دو دسته زیر تقسیم می‌شوند: درجه سرمایه‌گذاری یا درجه غیر‌سرمایه گذاری.
رتبه‌بندی اعتباری یک شرکت از این آژانس‌ها باید در پاورقی صورت‌های مالی آن نشان داده شود. بنابراین، به عنوان یک سرمایه‌گذار، باید از دیدن رتبه‌بندی با کیفیت بالا در مورد بدهی شرکت‌هایی که به عنوان فرصت‌های سرمایه‌گذاری در نظر گرفته‌اید، خوشحال باشید. همچنین اگر در مورد شرکت‌هایی که در نظر دارید رتبه‌های ضعیفی مشاهده می‌کنید، باید محتاط باشید.

نتیجه‌گیری

ساختار سرمایه یک شرکت ترکیبی از سرمایه و بدهی موجود در ترازنامه آن را تشکیل می‌دهد. اگرچه هیچ سطح خاصی از هر یک وجود ندارد که تعیین کند شرکت سالم چیست، مبلغ بدهی کمتر و سرمایه بالاتر ترجیح داده می‌شود.

نسبت‌های مختلف مالی به تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه یک شرکت می‌پردازد که این امر برای سرمایه‌گذاران و تحلیلگران این امکان را فراهم می‌آورد تا ببینند که یک شرکت چگونه با شرکت‌های دیگر مقایسه می‌شود و بنابراین وضعیت مالی آن در صنعت مربوطه چگونه است. رتبه‌بندی ارائه شده توسط آژانس‌های اعتباری نیز به روشن شدن ساختار سرمایه یک شرکت کمک می‌کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *