آیا رهبری دلسوز برای سازمان خود هستید؟

جلب اعتماد کارمندان توسط رهبر
5 نکته برای جلب اعتماد کارمندان توسط رهبر
نوامبر 30, 2021
نوآوری در مدل کسب و کار و افزایش رشد سازمان
نوآوری در مدل کسب‌ و کار: 3 استراتژی برای افزایش رشد سازمان
دسامبر 5, 2021
نمایش همه

آیا رهبری دلسوز برای سازمان خود هستید؟

رهبری دلسوز برای سازمان

رهبری دلسوز برای سازمان

مثال اینکه تبدیل به رهبری دلسوز برای سازمان خود شوید، مانند زمانی است که یک آگهی در تلویزیون از مخاطبان می‌خواهد که به پناهندگان کمک کنند، احتمالا از روی دلسوزی اشک می‌ریزیم. اما اگر عمیق‌تر به این موضوع فکر کنیم، می‌فهمیم که اگر نتوانیم این دلسوزی را به همدلی تبدیل کنیم و در عمل کاری انجام دهیم، اشک‌هایمان هیچ ارزشی نخواهند داشت، زیرا افرادی که در گرداب طمع و قدرت یک کشور گرفتار شده‌اند به اشک‌های ما نیاز ندارند. کودکان گرسنه و یتیم با اشک‌های ما زنده نمی‌مانند. مادری که به تنهایی فرزندش را بزرگ می‌کند و تلاش می‌کند هم‌زمان غذا آماده کند، با کودکش وقت بگذراند و  وظایف شغلی‌اش را انجام دهد با گریه‌های ما نمی‌تواند بدهی‌هایش را پرداخت کند. دلسوزی چیزی فراتر از احساس تاسف برای دیگران است. ما می‌توانیم صرفا احساس دلسوزی کنیم و در عمل کاری انجام ندهیم که در این صورت هیچ نفعی به دیگران نخواهیم رساند و این امر ماهیت دلسوزی را تضعیف می‌کند. ما باید دلسوزی خود را به گونه‌ای نشان دهیم که به نفع افرادی باشد که ترحم ما را بر انگیخته‌اند. دلسوزی واقعی شما را وادار به عمل می‌کند. این گفته‌ها در سازمان‌ شما نیز صدق می‌کند. و اینجا باید از خود بپرسیم که آیا واقعا ما به عنوان یک رهبر می‌توانیم فردی دلسوز باشیم؟ در ادامه همراه باشید تا درباره اینکه چگونه رهبری دلسوز برای سازمان خود باشید بیشتر به شما بگوییم.

آیا رهبری دلسوز برای سازمان خود هستم؟

دلسوزی یعنی فراتر از علاقه شخصی‌تان از دیگران مراقبت کرده و با آن‌ها همدلی کنید. برای مطالعه دلسوزی شش عامل در نظر گرفته می‌شود: مهربانی در مقابل بی‌تفاوتی، حس مشترک انسانی در مقابل جدایی و آگاهی در مقابل بی‌اعتنایی.

وقتی مشکلی در محل کار شما به وجود می‌آید، برای مثال زمانی که کارکنان درباره تغییرات ایجاد شده شکایت می‌کنند یا وقتی که از شما درخواست پول می‌کنند؛ آیا شما به عنوان یک رهبر با مهربانی به آن‌ها واکنش نشان می‌دهید؟ حس مشترک انسانی را درک می‌کنید؟ و با آگاهی گزینه‌ها را بررسی می‌کنید؟ یا در برابر خواسته‌های آن‌ها بی‌تفاوت هستید؟ احساسات را از رفتار خود جدا می‌کنید؟ و به بهانه پیشرفت، به مشکل آن‌ها توجه نمی‌کنید؟

تحقیقات نشان داده‌اند که کسانی که نسبت به خودشان دلسوزی ندارند، نمی‌توانند نسبت به دیگران هم دلسوز باشند. دلسوزی یعنی پذیرای رنج و سختی دیگران باشیم نه اینکه از آن اجتناب کنیم. حتی اگر خودتان هم رنج و سختی‌های زیادی تحمل می‌کنید، دلسوزی نسبت به خودتان به شما کمک می‌کند تا با مهربانی، خود را آرام کنید.

متاسفانه تعداد زیادی از مدیران از مشکلی به نام نارسایی هیجانی رنج می‌برند. یعنی نمی‌توانند احساسات خود را بشناسند و آن‌ها را توصیف کنند. بسیاری از مدیرانی که به مقام‌های بالایی هم دست یافته‌اند دچار اختلال در هوش هیجانی، روابط اجتماعی و روابط بین فردی هستند. اگر مدیران نتوانند احساسات خود را بشناسند و با آن‌ها کنار بیایند، سلامت و نشاط خود را از دست می‌دهند چرا که عواملی مانند پول، قدرت و شرایط می‌تواند ذهن آن‌ها را مشغول کند و سلامت آنها را به خطر بیندازد.

اگر یک رهبر، سالم  و با نشاط نباشد، کارکنان هم ضعیف و بی‌نشاط خواهند شد.

چگونه رهبری دلسوز برای سازمان خود  باشم؟

دلسوزی در ذات شما است. مطالعات نشان می‌دهند این که دوست داریم مفید باشیم و به دیگران کمک کنیم، از زمان کودکی در ما شکل گرفته است. برای مثال، یک کودک 20 ماهه ذاتا انگیزه دارد که به دیگران کمک کند. یا وقتی چیزی از دست شما می‌افتاد، یک کودک نوپا تلاش می‌کند آن را برای‌ شما بیاورد. او حتی سعی می‌کند یک کودک گریان را آرام کند.

اما موضوعی نگران کننده وجود دارد. مطالعات نشان می‌دهند اگر به رفتارهای مثبت کودکان پاداش داده شود، انگیزه ذاتی آنها برای انجام آن کار تضعیف می‌شود. با گذشت زمان، محل کار، جامعه و حتی پدر و مادرهای خیرخواه باعث از بین رفتن تمایل طبیعی ما برای کمک به دیگران می‌شوند.

پس شما سعی کنید آگاهانه و فعالانه به افراد کمک کنید. با دقت به صحبت‌های‌ آنها گوش دهید، از لحاظ مالی به نیازمندان کمک کنید یا پیشنهاد دهید تا مطالبی که دانش کافی درباره آن دارید را به دیگران آموزش دهید. اگر دوست دارید سلامت و نشاط کافی داشته باشید به سه عامل روانشناسی نیاز دارید. مطالعات نشان می‌دهند آن سه عامل، انتخاب، ارتباط و شایستگی هستند.

اگر رهبران، رهبری دلسوز برای سازمان خود باشند و این سازمان بتواند برای کارکنان تعلق خاطر ایجاد کند، افراد به احتمال زیاد می‌توانند آن سه ویژگی یعنی انتخاب، ارتباط و شایستگی را برای خود ایجاد ‌کنند. در نتیجه این ویژگی‌ها باعث نوآوری، خلاقیت، بهره‌وری و موفقیت مالی خواهند شد.

یکی از نگرانی‌های ما این است که دلسوزی رهبر به عنوان ضعف او تعبیر شود و دیگران بخواهند از این ویژگی سوء استفاده کنند.

سال‌های زیادی است که فرهنگ سازمانی شرکت‌ها برای کارکنان اهمیت کمی قائل می‌شود، حال به کارگیری فرهنگی دلسوزانه برای چنین کارکنانی، ضعف مدیریت تعبیر می‌شود یا خردمندی آن؟

اکنون ما متقاعد شده‌ایم که نبود دلسوزی عامل بسیاری از مشکلات در محیط کار و همچنین در دنیا است. دلسوزی به همدردی نیاز دارد و همدردی هم به آگاهی نیاز دارد. برای به دست آوردن این مهارت‌ها نیاز به توجه بیشتر و انگیزه خارجی دارید. همچنین کارها را باید برای رسیدن به نتایج بهتر انجام دهید.

دلسوزی از نظر لغوی به معنی «با هم رنج کشیدن» است. « آنچه برای دیگران انجام می‌دهی، در حقیقت آن را برای خودت انجام داده‌ای.» این جمله ماهیت حس مشترک انسانی را توصیف می‌کند.

وقتی با هم رنج می‌بریم، ارتباطات‌ خود را با دیگران عمیق می‌کنیم و تمایل خود را برای انجام کارهای خوب افزایش می‌دهیم. اکنون می‌خواهیم سه کلمه که نشانه خردمندی هستند را برای سال جدید به شما معرفی کنیم: آگاهی، همدلی و دلسوزی.

دلسوزی آگاهانه و هم‌دلانه کلید برقراری ارتباط و ایجاد تعلق خاطر است که منجر به آرامش در خانه، محیط کار و در سراسر جهان می‌شود.

 

منبع

 

می‌توانید مقاله‌ی: 5 نکته برای جلب اعتماد کارمندان توسط رهبر را با موضوع مرتبط مطالعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *