۷ نظریه مهم درباره‌ی رهبری سازمان برای مدیران در سال ۲۰۲۲

چالش‌های تداوم در کسب‌وکار خانوادگی
آذر 23, 1400
شهر هوشمند چیست؟
آذر 27, 1400
نمایش همه

۷ نظریه مهم درباره‌ی رهبری سازمان برای مدیران در سال ۲۰۲۲

رهبری سازمان برای مدیران موضوعی چالش برانگیز است. آیا رهبران خوب‌ مدیران خوبی تربیت می‌کنند؟ یا مدیران ماهر تبدیل به رهبران خوب می‌شوند؟ این هم مثل سوال مرغ و تخم مرغ است که هیچ پاسخ روشنی برایش وجود ندارد. اما این سوال اغلب مردم را به این فکر می‌اندازد که تفاوت بین یک رهبر و یک مدیر چیست؟ ما از یک چیز کاملا مطمئن هستیم؛ اینکه با وجود یکسان نبودن وظایف رهبری و مدیریت، هر دو باید دست به دست هم بدهند تا کارها را به نحو احسن انجام دهند.
اگر مدیران بخواهند نقش خود را به‌طور موثر ایفا کنند، برای‌ آنها ضروری است که مهارت‌های رهبری خاصی داشته باشند، و اگر رهبران بخواهند یک تیم یا سازمان را با موفقیت رهبری کنند، باید بدانند چگونه نیروهای انسانی – کارمندان و ذی‌نفعان – را مدیریت کنند تا احساس الهام‌بخش و توانمندتری داشته باشند و بتوانند یک سازمان را به بهترین شکل ممکن در مسیر اهدافش پیش ببرند.
در نهایت، مدیران و رهبران نیاز به درک رفتارهای انسانی دارند تا بتوانند نیروی کار متعهدتر و محیط‌های کاری مولدتری ایجاد کنند.
قبل از عمیق شدن و کندوکاو در نظریه‌ها، بیایید ببینیم تئوری‌های رهبری در مورد چیست. در ادامه در مورد برخی از مشهورترین تئوری‎های رهبری صحبت خواهیم کرد که مهارت‌های رهبری‌تان را تقویت می‌کنند و به شما کمک خواهند کرد تا به عنوان یک مدیر بهتر عمل کنید. برخی از این نظریه‌ها عبارت‌اند از:
• نظریه اقتضایی
• نظریه رهبری موقعیتی
• نظریه رهبری تحول‌آفرین
• نظریه‌ رهبری تعاملی
• نظریه رفتاری
• نظریه بزرگ مرد
• نظریه صفات رهبری
روح یک رهبر: نظریه‏‌ها و سبک‌های کلیدی رهبری
برای دهه‌های طولانی، مطالعات متعددی روی رهبری متمرکز شده‌اند و نظریه‌های زیادی را به وجود آورده‌اند. این نظریه‌ها مکاتب فکری مختلفی هستند که توسط فیلسوفان، محققان و متخصصان شناختی برای توضیح آنچه در به وجود آمدن یک رهبر انجام می‏شود، مطرح شده‌اند. این نظریه‏‌ها، ویژگی‌ها و رفتارهایی که می‎تواند به افراد در پرورش توانایی‌های رهبری‌ آنها کمک کند را مشخص می‎کنند.
در ادامه برخی از این تئوری‌ها را با هم بررسی خواهیم کرد:
نظریه اقتضایی
این نظریه عنوان می‌کند که هیچ روش یا سبک رهبری نمی‌تواند برای همه موقعیت‌ها قابل اجرا باشد. به عبارت دیگر، تشخیص می‌دهد که ممکن است متغیرهایی وجود داشته باشند روی هر موقعیت خاص تاثیر بگذارند و یک رهبر باید با در نظر گرفتن آن متغیرها، مسیر عمل درست را انتخاب کند.
در این راستا، وایت و هاجسون از برجسته‌ترین محققان حوزه رهبری بیان می‌کنند: «رهبری موثر ایجاد تعادل مناسب بین نیازها، زمینه و رفتار است». بهترین رهبران نه تنها دارای ویژگی‎‎های رهبری هستند، بلکه توانایی ارزیابی نیازهای نیروهای خود، تجزیه و تحلیل موقعیت‌های مختلف و اقدام بر اساس آنها را دارند.
نظریه رهبری موقعیتی
مانند نظریه اقتضایی، نظریه موقعیتی بر اهمیت متغیرهای موقعیتی تاکید می‌کند و سبک رهبری هیچ رهبری را بهتر از دیگران نمی‌داند.
نظریه موقعیتی که توسط پروفسور پل هرسی و یکی از استاتید حوزه رهبری به نام کن بلانچارد مطرح شد، ترکیبی از دو عامل است – سبک رهبری و سطح بلوغ نیروها. بر اساس این نظریه، موقعیت‌های مختلف، سبک‌‎های متفاوت رهبری و تصمیم‌گیری را می‏طلبد. رهبران باید با قضاوت در مورد وضعیتی که با آن روبرو هستند، به بهترین شکل ممکن عمل کنند.
نظریه رهبری تحول‌آفرین
نظریه رهبری تحول‌آفرین که به عنوان نظریه رابطه نیز شناخته می‌شود، بر روابط بین رهبران و کارکنان تمرکز دارد. این نظریه در مورد نوع رهبری صحبت می‌کند که الهام بخش و کاریزماتیک است و نیروها و اعضای تیم خود را تشویق می‎کند تا تغییر کنند و عملکرد بهتری داشته باشند.
رهبران تحول آفرین معمولا با نشان دادن اهمیت کارها و نقشی که نیروها با انجام آن‌ها در جهان پیرامون‌ خود ایفا می‌کنند، انگیزه افراد را بالا می‎برند. این رهبران نه تنها بر عملکرد تیم متمرکز هستند بلکه به اعضای تیم فشار معقولی می‌آورند تا از همه پتانسیل‌‎های نهفته خود استفاده کنند. این تئوری به شما کمک می‎کند تا مهارت‌های خود را تقویت کنید.

در صورت علاقه به موضوع رهبری سازمان برای مدیران، مقاله نقش رهبری در مدیریت کارکنان چگونه است؟ را نیز مطالعه کنید.

نظریه رهبری تعاملی
نظریه تعاملی که به عنوان نظریه مدیریت یا نظریه رهبری مبادله‌ای نیز شناخته می‏شوند، حول محور نقش نظارت، سازماندهی و کار تیمی می‎چرخد. این نظریه رهبری، پاداش‌ها و جریمه‌ها را مبنای اعمال رهبری می‎داند. نظریه رهبری تعاملی یکی از تئوری‌های پرکاربرد در تجارت است و طرفداران این سبک رهبری از پاداش و جریمه برای ایجاد انگیزه در کارکنان استفاده می‏کنند.
نظریه رفتاری
در نظریه رفتاری، تاکید از صفات یا ویژگی‌های رهبران به رفتارها و اعمال آن‌ها تغییر می‎کند. در تضاد شدید با نظریه بزرگ مرد و رویکرد صفات رهبری، این نظریه، رهبری کارآمد و موثر را نتیجه بسیاری از مهارت‌های آموخته شده یا اکتسابی می‌داند. این تئوری ادعا می‌کند یک فرد می‏تواند یاد بگیرد که به یک رهبر خوب تبدیل شود. نظریه رفتاری یکی از بهترین تئوری‌های رهبری است.
نظریه بزرگ مرد
نظریه بزرگ مرد یکی از اولین تئوری‏‌های رهبری‌ بوده و بر این فرض استوار است که رهبری یک پدیده ذاتی‌ست و رهبران به جای «ساخته شدن»، «متولد» می‌شوند. بر اساس این نظریه، فردی که توان رهبری کردن را دارد، از بدو تولد با ویژگی‏‌های شخصیتی یک رهبر مثل جذابیت، اعتماد به نفس، هوش، مهارت‏‌های ارتباطی و استعداد اجتماعی شناخته می‌شود که او را از دیگران متمایز می‌کند. این نظریه بر رهبری به عنوان یک خصیصه تاکید می‎کند که شما یا دارید یا ندارید، اما به هر حال چیزی نیست که بتوانید یاد بگیرید.
این نظریه احتمالا بسیاری از کسانی که می‌خواهند اصول رهبری را بیاموزند، دلسرد می‌کند؛ اما باید به این نکته هم توجه داشته باشید که اکثر نظریه‎پردازان مدرن و حتی برخی از رهبران این تئوری را رد می‏کنند. پس ناامید نشوید!
نظریه صفات رهبری
این نظریه هم پایش را روی ردپای نظریه بزرگ مرد می‌گذارد و فرض می‏کند رهبران با ویژگی‏‌هایی متولد می‏شوند که آن‎ها را برای نقش یک رهبر مناسب‌تر از دیگرانی می‏کند که فاقد این خصلت‌ها و ویژگی‎های طبیعی هستند. به این ترتیب، این تئوری ویژگی‌های خاصی مانند هوش، مسئولیت‌پذیری و خلاقیت را از جمله ویژگی‌های خاصی مشخص می‌کند که به فرد اجازه می‌دهد در رهبری جایگاه بالاتری داشته باشد.
یکی از ایرادات عمده نظریه صفات رهبری این است که فهرست مشخصی از ویژگی‏‌های رهبری ارائه نمی‎دهد. تئوری صفات رهبری به شما کمک می‏کند تا ویژگی‌های رهبری را در خود بهبود ببخشید.
حرف آخر
همان‏طور که می‏‌بینید، تئوری‏‌های رهبری مبتنی بر روش‌های مختلف تفکر هستند. برخی روی ویژگی‌ها و شخصیت تمرکز می‏کنند، در حالی که برخی دیگر به اهمیت جنبه‏‌های موقعیتی که بر نحوه رفتار رهبران تاثیر می‌گذارد اشاره دارند. مانند بسیاری از مفاهیم رفتاری دیگر، رهبری نیز یک موضوع بسیار چند بعدی است و عوامل متعددی وجود دارند که می‌تواند در موفقیت یک رهبر سهیم باشند. از آنجایی که جنبه انسانی کسب‌‏وکار یکی از مهم‌‏ترین – اگر نگوییم مهم‌‎ترین – عناصری است که احتمال موفقیت یا شکست یک سازمان را تعیین می‎کند، رهبری همیشه ارزشمندترین مهارت در دنیای تجارت باقی خواهد ماند.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.